یکی از ویژگی های ارزشمند تمدن ایرانی در طول هزاره ها، کنار آمدن با طبیعت و دست یافتن به تعاملی چشمگیر با آنست. اگر برخورد نابخردانه چند دهه گذشته و به خصوص آنچه را که پس از انتقلاب با آن روبرو بوده ایم و طی آن فاجعه آفریده شده را از نظر دور بداریم، در کمتر دوره ای شاهد آنیم که گذشتگان اینچنین ویرانگرانه با طبیعت برخورد کرده باشند.

ماسوله را می توان در این زمینه به عنوان یک الگوی هوشمندانه به شما را آورد. مردمانی که طی صدها سـال در این جایگاه باشند، بوده اند و خـانه و کاشـانه و محل کسب و کار خویش را بردامنـه برپا داشته اند، به آگاهانه ترین شیوه ممکن با طبیعت دلپذیر منطقه ارتباط برقرار کرده و برکنار از ویرانگری در متن طبیعت حضوری هماهنگ پیدا کرده اند. آنها عظمت کوه و جنگل را پاس داشته اند و بناها را چنان بر پیکر طبیعت نشانده اند که گویی جای جای با صخره های لختی برخورد می کنیم که اینجا و آنجا در کنارشان درخت ها و درخت چه ها روئیده اند. آنها راه را بر آبریزهای کوچک نبسته اند و اجازه داده اند که چون مویرگ های سبز در لابه لای پیکر دست ساخته هایشان جریان داشته باشند، با ایجاد مجموعه ای فشرده و تنگاتنگ فراز و دو جانب خود را به طبیعت سرسبز جنگل سپرده اند اندودخانه ها را چنان برگزیده اند که مطبوع ترین هماهنگی را با پوشش سبز در سبز فضا به وجود آورده است. با هوشمندی از بستر رودخانه خروشان و سیلابی پا پس کشیده اند تا حریمش محفوظ بماند و آنگاه که می خروشد فرجامی تلخ پدید نیاورد.

«البته شایان ذکر است کهتعداد انگشت شماری از بناها در حریم دور رودخانه بزرگ ماسوله میباشند که اکثراً هم اماکن دولتی بوده که تذکرات لازم را برای جابجائی اماکن خود به جاهای امن تر و دور از حریم رودخانه به صاحبان آنها داده شده است و این اماکن هم در طول سی سال بعد از انقلاب ساخته شده اند، آنچه که مجموعۀ شهر افسانه ای ماسوله می باشد ، برکنار از دستکاری های دو دهه اخیر ، تابلوئی است که دلکش و پر از راز و رمز حکایت از عظمت آفرینش و نقش هوشمندانه فرهنگ مردمی دارد که ستایشگر طبیعت و دوستدار آن بوده اند. ماسوله یک تابلوی زیبای ثابت نیست، به اعتباری در طول روز با حرکت ابرها ، پدید آمدن خورشید و فضای مه آلود ، می توان شاهد تابلوهایی گوناگون بود، تابلوهایی که هر یک شکوه آفرینش را به تصویر می کشند. شرح شهر ماسوله و بررسی پیشینه آن از دیدگاه باستان شناسی و انسان شناسی کاری درخور و سنگین را می طلبد که از حوصله این نوشته خارج است.

به کوتاهی باید گفت که ماسوله بر دامنـه کـوه های تالش سامان گرفته است. گفته میشود پیش از شکل گیری ماسوله در قرنها پیش ، پایه گذاران این شهر در * ماسوله در 8 کیلومتری غرب جاده ماسوله به خخال زندگی می کردند. در کاوش های * ماسوله که حدود دو دهۀ پیش انجام گرفته به سفال هایی مربوط به قرن های پنجم و ششم هجری دست یافته اند. مجموعۀ بافت ماسوله چیزی حدود دو هکتار را دربر می گیرد. موقعیت مکانی این * و شکل گیری آن به پدیده مبادلات بازرگانی بخش های کوهستانی منطقه مربوط می گردد. این روستای بزرگ (شهرک) نقش عمده ای در تبادل فرآورده های سه منطقه گیلان ، خلخال و زنجان برعهده داشته که صدها سال سبب رونق آن می گشته است.

ا ایجاد راه های ماشین رو ، کاروان های مسیرهای کوهستانی از ادامه حرکت باز می مانند و ماسوله موقعیت مهم بازرگانی خود را در منطقه از دست می دهد و بخش عمده ای از باشندگان (ساکنان) به جاهای دیگر کوچ می کنند. این اتفاقات همه مربوط به چند دهه گذشته یا به عبارتی یک قرن گذشته است.

چنانچه در سال 1325 خورشیدی ماسوله دارای 3500 نفر جمعیت بود و این شمار در آمارگیری سال 1382 به 811 نفر کاهش یافت و تازه شماری از این افراد را جنگل نشینانی تشکلی میدهند که به اینجا مهاجرت کرده اند. بنابراین طی چند دهه ترکیب جمعیتی ماسوله به شدت دگرگون گشته که در نتیجه به شمار فراوانی از بناهای قدیمی لطمه وارد شده و روبه ویرانی گذارده اند.

در یک بررسی میدانی به این نتیجه رسیده اند که در گذشته ای نه چندان دور تعداد خانه های آن به 600 واحد می رسیده است. معماران ماسوله ای با توجه به نقش عمده ی این جایگاه در پیوند با فعالیتهای بازرگانی ، هسته شهر را به بازار دادوستد اختصاص داده اند. چنانچه یک بازار چهار طبقه در دل آن شکل گرفته از مسیرهای اصلی شمالی-جنوبی و شرقی-غربی به راحتی میتوان بدان دسترسی یافت. محله های پنجگانه به نام های : خانه بر ، کشه سر ، مسجدبر ، اسدمحله و * گرداگرد بازار سامان گرفته اند. که در حال حاضر حدود 350 الی 400 خانه را در بر دارند. در بافت قدیمی ماسوله امام زاده عون ابن علی (ع) و مسجد جامع در کنار آن و چند مسجد دیگر و یک کاروانسرا ، از چندین کاروانسرای ماسوله موجود است.

شبکه های ارتباطی شمالی-جنوبی که در مسیر شیب کوه ایجاد شده اند، بیشتر به صورت پلکان های سنگی با پاگردها هستند که پهنای بیشتری نسبت به شبکه های شرقی-غربی دارند. و در امتداد این شبکه های پلکانی است که می توان با نمای طبقه به طبقه مجموعه ماسوله و ویژگی های معماری آن برخورد بهتری داشت. نکته قابل توجه درباره ارزش های کالبدی این مجموعه نحوه پیش بینی کردن شبکه فاضلاب و بیرون و بردن آب های سطحی آن است که معماران ماسوله ای به صدد چهار شاخه اصلی جوی های زیر زمینی یا « اگو » و جاسازی کردن شبکه های فرعی، در انجام این مهم توفیق یافته اند. ولی مشکل اینجاست که همه آنها به رودخانه در پائین مجموعه می ریزد. در مجموعه بافت و کالبد معماری ماسوله آنچه که بیش از همه چشمگیر و پرجاذبه است، نما و منظر عمومی مجموعه است.

این نمای طبقه به طبقه و شبکه های پلکانی ، افزون بر حجم های ساده و هماهنگ معماری ، به یاری کارهای تزیینی چوبی به صورت پنجرهه های منبت، واشورها، نرده بالکن ها و درها جلوه ای افزون تر یافته است.

به طور عمده در نقش های چوبی با طرح های هندسی و شیوه گره برخورد می کنیم. دریغ و افسوس که طی سال های اخیر با رها شدن و ویرانه شدن شماری از خانه های قدیمی ، بسیاری از این آثار از بین رفته اند و در بعضی خانه ها در و پنجره های جدید به کار گرفته شده ، که جا دارد متولی این شهر افسانه ای (میراث فرهنگی) هر چه سریعتر نسبت به تغییر آنها اقدام نماید. در گذشته نزدیک شمار زیادی از خانه ها در برابر پنجره ها و در طول بالکن ها گلدان های زیبای شمعدانی قرار می دادند. که در حال حاضر هم تعداد زیادی از خانه جلوی پنجره های خودشان با گذاشتن گل شمعدانی خانه های خودشان را تزئین می کنند. تزئینی که اثری غیر قابل تصور در زیبائی ، طراوت و جلوه پرنشاط مجموعه ماسوله داشت. در حال حاضر این تزئین ساده و زیبایی آفرین از بخش هایی از مجموعه شهرک رخت بربسته است. آنچه که اشاره شد طی چند دهه گذشته بر اثر آنکه ماسوله نقش مؤثرش را به عنوان یک مرکز فعال مبادله تولیدات کشاورزی ودامپروری و بعضی دست ساخته ها در پیوند با مسیرهای کوهستانی از دست داده ، بخش هایی از شهر ماسوله رو به ویرانی گذارده اند. رویداد زلزله در شانزده سال گذشته نیز به بخش هایی از شهر ماسوله لطمه وارد ساخت و در مجموع در حال حاضر شماری از واحدهای معماری از نظر ایستایی در شرایط نامساعدی قرار دارند و نیاز بدان دارند تا نسبت به استحکام بخشی از آنها اقدام گردد. کاری که نیاز به اعتبار ویژه و برنامه ریزی مؤثر دارد. از سوی دیگر شمار فراوانی واحدهای ساختمانی جدید با مصالح و شیوه متفاوت با معماری بومی در درون و در حاشیه بافت قدیم برپا گردیده که به شدت بر این مجموعه استثنائی لطمه وارد ساخته و می بایست طی یک برنامه ریزی اساسی ، دیت کم نسبت به هماهنگ سازی نمای آنها با معماری بومی اقدام لازم به عمل آید.

لازم به یادآوری است که در حال حاضر برای روپا نگهداشتن ماسوله از نظر اقتصادی ، تنها گزینه منطقی تکیه بر صنعت جهانگردی است. پدیده ای که به طور تنگاتنگ و اساسی در گروه حفظ هویت تاریخی و بومی این مجموعه افسانه ای (شهر ماسوله) است.

اگر آشفتگی ساخت و سازها و ویرانی بناهای قدیمی تداوم بیابد تا چند سال دیگر ماسوله بخش عمده جاذبه های جهانی خود را در پیوند با اکوتوریسم از کف خواهد داد.از اینرو ایجاب می کند هر چه سریعتر به عزمی راسخ کار ساماندهی ماسوله از مرحله حرف و سخن با عزمی راسخ وارد مراحل اجرایی متکی بر طرح های مطالعه شده و زمانبندی شده بود.

برای آنکه بتوان از این بن بست های موجود بیرون آمد و کاری اساسی انجام داد، ایجاب می کند تا کار ساماندهی ماسوله همراه با تأمین اعتبارهای لازم در اختیار یک سازمان مستقل عمرانی خاص گذارده شود. شیوه موجود در عمل نه تنها کارساز نبوده که روز به روز مجموعه شهر ماسوله را با لطمه های شدیدتری مواجه می سازد. نگاهی به آنچه که در مسیر جاده فومن به ماسوله ، به ویژه در نزدیکی ماسوله نشان می دهد که عمل هیچ یک از توصیه های سازمان میراث فرهنگی در برابر سودجویی ها کارساز نبوده است. حتی وزارت راه نیز در کار جاده سازی کوچکترین اعتنائی به توصیه ها نداشته است. واگذاری یک طرح اساسی و نمونه چون ساماندهی ماسوله با توجه به واقعیت ها کاری نیست که بتوان آنرا برعهده شهرداری و انجمن شهر ماسوله گذارد.

راه چاره چنانچه در بالا اشاره شده در این می باشد که با توجه به سابقه فعالیت های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در این محل و استقرار پایگاه پژوهشی در آنجا (ماسوله) ، اجرای طرح جامع ساماندهی به این سازمان واگذارشود و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با ایجاد یک ستاد هماهنگی مرکب از نمایندگی صاحب اختیار در سطح معاون وزیر از وزارتخانه های، مسکن و شهرسازی ، کشور ، محیط زیست و سازمان برنامه ریزی و مدیریت و استانداری گیلان « سازمان عمران و ساماندهی مالی ماسوله » را برای مدت معین پایه گذاری و اعتبارات لازم را براساس مصوبه هیأت دولت تأمین و در اختیار قرار دهد، سازمان عمران و ساماندهی ماسوله باید از تمامی اختیارات لازم مثل سازمان عمران جزیره کیش برخوردار باشد تا در اجرای برنامه ها با مشکلات دست و پاگیر مواجه نگردد.

در حال حاضر برای ساماندهی بافت و کالبد معماری ماسوله با توجه به خانه های ویران و نیمه ویران ، نیاز استحکام بخشی به عهده بناهای قدیمی ، ایجاد تغییرات گسترده در واحدهای تازه ساز و انجام کارهای زیربنایی، در چارچوب ضوابط موجود و کش و واکش های دستگاه های مختلف هیچ گامی را نمی توان برداشت. برای نجات ماسوله این میراث گرانبها که گذشتگان به نیکی از آن نگهداری کرده بودند، باید براساس یک طرح جامع متکی بر پژوهش های علمی ، زیر نظر یک شورای اجرایی مرکب از صاحبنظران غیر وابست به ارگان های دولتی و نه نمایندگان دستگاه ها، کار را به مورد اجرا درآورد. از آنجائیکه کارشناسان و صاحب نظران دلسوز و کارآمد هشدار می دهند که بیش از این نباید امروز را به فردا سپرد. چون این دست و آن دست کردن میتواند به ماسوله لطمه بیشتری بزند. و این عروش تالش و نگین استان گیلان گام به گام به سوی از هم پاشیدن و نابودی پیش برود. فاجعه ای که دستاه دولت امروز ، مسبب آن شناخته خواهد شد. بنابراین جا دارد تا همه به خود آیند و تکانی بخورند. در این میان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و استانداری گیلان نقش بسزائی دارند.

برای صادقانه گام برداشتن ، از پیشنهادات و نظرات اساتید و افراد دلسوز بشکل بهینه استفاده نمایند و سعی شود از مجموعه نظرات برای شکل سازماندهی و چگونگی برخورد همه جانبه با مجموعه شهر ماسوله و باز پیرایی آن استفاده شود. برای حفظ هویت «تالش ها» گویش و پاره فرهنگ آنها چه در ایران کنونی و چه نجات از زیر فشارهای شدید در جمهوری آذربایجان میتوان در پیوند با تالش ها، برپائی جشنواره سالانه در ماسوله گام های مؤثری برداشت که می تواند فرهنگ مورد تهاجم قرار گرفته تالشان را سرپا نگهدارد و بیش از یک میلیون تالش های جمهوری آذربایجان را که در شرایط سرکوب خشن قرار دارند و برای صحبت کردن به تالش در کوچه و خیابان دچار وحشت هستند به آینده امیدوار ساخت. برخی از نارسایی های این اثر ارزشمند و کم نظیر تاریخی (شهرک ماسوله) اشاره می شود که باشد منظر عمومی حفظ گردد.

به منظور کاربری و یا گسترش بخش هایی از مجموعه و یا افزودن بر بافت ، ساخت و سازهایی در ماسوله صورت گرفته است که به شدت به منظر آن لطمه وارد ساخته ، از جمله می توان به ساخت و سازه های انجام شده با بلوک های سیمانی و آجر گری اشاره کرد که به جای مصالح بومی یعنی سنگ و گِل به کار گرفته شده اند. هر چند به کاربردن بلوک های سیمانی و آجر کار ساخت را آسان می کند، ولی نمای سنگ لاشه هویت ماسوله را حفظ می کند و معرف ویژگی های معماری بومی محل خواهد بود.

از آنجائیکه بخش عمده واحدهای معماری دارای اندود رنگی هستند، دست کم می توان نماهای ساخته شده با بلوک و آجر را تا انجام اقدامات اساسی با اندود کردن و پوشانیدن در ساختمانهای نوساز ، همان واحدهای قدیمی ساخت و منظر مجموعه شهر ماسوله را از آشفتگی نجات داد. برعهده مسئولان شهر ماسوله است که بر ساخت و سازها نظارت کنند و اجازه ندهند که نمای بومی معماری شهرک صاحب هویت بیش از اینها مخدوش بگردد. و یا اخیراً به جایچوبهای عمومی که در سقف ساختمان از آن استفاده می کنند یا همان «ورده» از موادی شبیه به فوم برای پشت بام در ساختتن خانه ها از آن استفاده می شود که هیچگونه هم خوانی با سبک معماری کهن ماسوله نداشته و نخواهد داشت.

در مورد پوشش نمای ساختمان های مجموعه شهرک ماسوله در چند سال نزدیک از طرف شهرداری و شورای شهر، حرکتهای مثبتی مثل گل اندود و بعد پاشیدن گل حل شده در آب بصورت زرد روی نماها شده است که قابل ستودنی است. ولی این همۀ قضایا نمی تواند باشد.



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱۱ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اینجا ماسوله است.دهی پله کانی در قلب جنگلهای رودخان...اینجا زادگاه میرزا کوچک خان جنگلی است.اینجا زادگاه عرق ایرانی است.اینجا قلب مبارزات است با دستهایی خالی و قلبی سرشار از غیرت مردانه..

مردمش چه با صفا و چه بی ریایند.پشت بامهایشان را در زیر قدمهایت میگسترند تا بیایی و لحظات را در کنار آنها قسمت کنی.و تو افسون شده این ده افسانه ای پای بر سقف خانه ها مینهی و از دل زندگی ساده شان به سادگی عبور میکنی...ده را که بگیری و بالا بیایی مدام بوی برنج دودی و بادمجان کبابی مشامت را پر میکند.از سر هر پنجره گلدانی گل شمعدانی دیده میشود که جزیی از اسطوره زندگی این مردمان سبز است.زنانی ساده دل و ساده پوش در حیاط خانه ها نشسته اند و با لبخندی از سر مهمان نوازی در حال بافتن عروسکهای رنگین تو را دعوت به نشستن میکنند.

از کناره راه مسجد که عبور کنی با قبرستان ده روبرو میشوی.سنگ قبرهایی قدمت دار و خاکستری و کوچک که نا مرتب در کوچه پس کوچه ها دیده میشوند و تو در میمانی که زندگان و مردگان چه صمیمی در کنار هم آرمیده اند.اگر گذارت به آن طرفها افتاد فراموش نکنی فاتحه ای بخوانی و سپس از روی پشت بام قبرستان رد شوی...و یادت باشد که سنگ نبشته ها را نیز بخوانی که نامهایی زیبا بر روی آنها حک شده است...گلابتون خاتون...مرمر....آقا سید کوچک...

مبادا ماسوله بروی و به بازارش سر نزنی!نمودی از سنتهای دیرینه این سرزمین در دکانهای کوچک و ساده و تمیز ماسوله گرد آمده است.اینجا همه چیز پیدا میشود.از جورابهای پشمین دست باف زنها تا لیفهای دست بافشان ..عروسکهای رنگین پشمی..شیرینیهای محلی... کفشهای سنتی (که متاسفانه اسمش یادم رفته اگه میدونید خبرم کنید)...صنعت ساخت وسایل کوچک فلزی مانند چاقو. زنگوله های فلزی.زیور آلات زنانه...و از همه مهمتر کتاب فروشی بسیار جالب ده ماسوله را از دست ندهی...در عمق بازار لابلای دکانها و قهوه خانه ها یک کتاب فروشی کوچک قرار دارد که کتابهای کهنه بسیار نفیس و نایابی در آن پیدا میشود.سالها پیش وقتی هنوز نشر بسیاری از کتابها آزاد نشده بود من نسخه قدیمی از کتاب سمفونی مردگان را از آنجا خریدم.در این مغازه کوچک همچنین آهنگهای بسیار قدیمی ایرانی به صورت کاست و سی دی نیز وجود دارد.بنابراین علاقه مندان غذای روح از این مغازه گرسنه برنمیگردند!در این سفر اخیر من کتاب ۳ جلدی دریای گوهر انتشارات امیرکبیر را پیدا کردم که سالها یش تنها یکی از این جلدها به دستم رسیده بود...

ماسوله را با همه پله هایش به جا میگذاریم تا اگر عمری بود یک بار دیگر به سراغش برگردیم... به یاری خدا!

منبع : وبلاگ http://biyataberavim.persianblog.ir



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱٠ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
  • زیبا مد | سبزک